على محمدى
372
شرح اصول استنباط ( فارسى )
بما فى البيت و از قبيل انما يعرف القرآن من خوطب به و . . . فهم و درك معانى و مرادات قرآن در انحصار كسانى است كه فرودگاه وحى الهى بودند و قرآن در بيت آنها نازل شد يعنى ائمه ( ع ) و اگر مخاطبين واقعى كتاب الله اينان ( ع ) هستند و تنها آنان با زبان قرآن آشنا هستند و قرآنشناس واقعى ميباشند پس ديگران حق ندارند به ظواهر قرآن متمسك شوند بدليل اينكه اى چهبسا قرائن حاليه و مقاليهء فراوانى وجود داشته كه معصومين ( ع ) توسط آن قرائن مراد خداوند را دريافت كردند و آن قرائن فعلا در اختيار ما نيست پس ما حق نداريم به ظواهر قرآن تمسك كنيم . جواب ما : ما طرفدار سلب كلى نيستيم كه بگوئيم : هيچ آيهاى در قرآن نيست مگر اينكه معصوم و غيرمعصوم در فهم آن مشترك هستند خير آياتى وجود دارد كه غير از معصوم ( ع ) احدى قادر به فهم آن نيست ، ولى ما منكر ايجاب كلى هستيم يعنى قبول نداريم كه فهم كليهء آيات قرآن از اول تا به آخر مخصوص معصومين ( ع ) بوده باشد بلكه آيات فراوانى هم وجود دارد كه با صداى بلند مراد خويش را بيان مىكند و ديگران هم مىتوانند آن را دريابند . و دليل ما آنست كه : اگرچه قرآن بر پيامبر ( ص ) نازل گرديده و ديگران لايق و قابل نبودند كه وحى آسمانى مستقيما بر بام آنان فرود آيد ولى در همين قرآن خطابات فراوانى هست كه مخاطبين آن همهء مردم و يا همهء مومنين است فى المثل آياتيكه مىگويد : يا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ ، * يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ و . . . أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ . . . * أَ فَلا تَعْقِلُونَ * و سرّ اين خطابات آنست كه قرآن قانون و برنامهء آسمانى است كه بر بشر فرود آمده تا بشر آن را خوانده از مضامين آن مطلع شود و آن را موبمو اجرا كند تا سعادتمند شود حال اگر فهم معانى كليه آيات قرآن در انحصار معصومين ( ع ) بود پس اين خطابات چيست ؟ آيا اينها لغو نبودند ؟ آيا